تبليغاتX
 قلمدانهای مرصع

قلمدانهای مرصع

معرفی رمان گلاب

کویر

 

 

یادم نیست چه کسی بکارت مقدسم را درید

 

وبذر عصیان را درونم پاشید

 

با ثمره این تجاوز

 

 و«نوزادانی نارس» راه به کدامین کویر خواهم برد

 

دامنم آلوده گشت از شرم تولد

 

راستی چه بر سر دستهایمان آمد"

 

کاشتن را دیگر نمی داند

 

شاید شاخه گلی زیبا را نمی بیند

 

با اندیشه ای بی بال پرواز

 

در اندوه مرگ شقایق ها


 

نوشته شده توسط هدیه در ساعت موضوع | لینک ثابت


 

اد

درون دستان باد

 

به خود می پیچم

 

می دوم ،می رقصم ،می خندم، می گریم

 

به شوق عشق تو نازنینم

 

که به زیبایی گل سرخ

 

به روشنی روز به گرمی آفتاب

 

به عرفانه مهتاب

 

می خواهم عشقت را

 

به دلدادگی لیلی ومجنون

 

به فراق فرهاد در بیستون

 

تمنا درونمان موج زد

 

مثل دو پیچک پر کشش وسخت کوش

 

مثل پیچک روی دیوار همسایه

 

در هم گره خوردیم ما شدیم

 

دگردیسی ، خلقتی نو، آفرینشی شگرف

 

شیرین وگیج آلود

 

مثل مستی با شراب کهنه درون جام های بوسه

 

آغشته به شهدی نوش آفرینَ


 

نوشته شده توسط هدیه در ساعت موضوع | لینک ثابت


 

چه هوسی دارد نگاه آسمان بی باران

 

 

وشب که روسپی وار برهنه می شود در آغوش شهر

 

 

هرم نفسش تند می زند در رگم

 

 

وزیر سیگاری که پر می شود خالی

 

 

باز تنم بی قرار می لرزد از سرما

 

 

سودا می ساید روحم را

 

 

بیا پاره کن تن تبدارم

 

 

در لحظات خشک بی بارانم


 

نوشته شده توسط هدیه در ساعت موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting