لحظه های تنهایی مرا به سوی خود می کشاند
اندوه چشمانت در سفری نامعلوم گم می شود
میشود طعم گس بوسه هایت رادرون پوسته شب از یاد برد؟
شاید قاصدکی روی شانه های مهربانت خستگی را.............
رطوبت زمین گرمای تنم را طلب می کند
وباران همچنان بی دریغ اسیر چشمانم می شود
وستاره نگاهت کهکشانی می شوددرون راه شیری .
نوشته شده توسط هدیه در 90/10/14 ساعت 12 موضوع | لینک ثابت
عطر یاس
اندوه می شکند در چشمانت
در انتظار...سبز پوش آدینه
غبار آرزو گم شد در امتداد یآس
شاید سرخی گونه های باغ طراوت تو را می طلبد
سرگردان نگاه کودکی که می شود « سوآل»
چگونه " رویا...عشق...زندگی
دستانی که مرگ می کارد «مترسک »
باورهایم لبریزند از سکوت
در خلوتی غریبانه [ او می آید ]
نوشته شده توسط هدیه در 89/02/04 ساعت 17 موضوع | لینک ثابت
یادم نیست چه کسی بکارت مقدسم را درید
وبذر عصیان را درونم پاشید
با ثمره این تجاوز
و«نوزادانی نارس» راه به کدامین کویر خواهم برد
دامنم آلوده گشت از شرم تولد
راستی چه بر سر دستهایمان آمد"
کاشتن را دیگر نمی داند
شاید شاخه گلی زیبا را نمی بیند
با اندیشه ای بی بال پرواز
در اندوه مرگ شقایق ها
نوشته شده توسط هدیه در 88/04/24 ساعت 10 موضوع | لینک ثابت
اد
درون دستان باد
به خود می پیچم
می دوم ،می رقصم ،می خندم، می گریم
به شوق عشق تو نازنینم
که به زیبایی گل سرخ
به روشنی روز به گرمی آفتاب
به عرفانه مهتاب
می خواهم عشقت را
به دلدادگی لیلی ومجنون
به فراق فرهاد در بیستون
تمنا درونمان موج زد
مثل دو پیچک پر کشش وسخت کوش
مثل پیچک روی دیوار همسایه
در هم گره خوردیم ما شدیم
دگردیسی ، خلقتی نو، آفرینشی شگرف
شیرین وگیج آلود
مثل مستی با شراب کهنه درون جام های بوسه
آغشته به شهدی نوش آفرینَ
نوشته شده توسط هدیه در 87/07/24 ساعت 10 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
12/22/2011 - 1/20/2012
4/21/2010 - 5/21/2010
6/22/2009 - 7/22/2009
9/22/2008 - 10/21/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
طراح قالب
POWERED BY